تبليغاتX
فرشته ي زميني
فرشته ي زميني

يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بربخورد♥نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد♥خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را♥يادم باشد كه روز و روزگار خوش است و♥تنها دل ما دل نيست♥يادم باشد جواب كسی راباكمترازمهر♥وجواب دو رنگي راباكمترازصداقت ندهم♥يادم باشددربرابرفريادهاسكوت كنم♥وبراي سياهي ها نور بپاشم ♥يادم باشدازچشمه درس خروش بگيرم♥وازآسمان درس پاك زيستن♥يادم باشدسنگ خيلي تنهاست...♥يادم باشدبايدباسنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند♥يادم باشد براي درس گرفتن ودرس دادن♥به دنيا آمده ام،♥نه براي تكراراشتباهات گذشتگان♥يادم باشد زندگي را دوست دارم...♥

سلام

 

دوباره داره بهار ميشه دوباره يه سال رو با همه ي اتفاق هاي خوب و بدش پشت سر گذاشتيم و حالا يه سال نو با كلي اتفاق هاي خوب و بد رو پيش رو داريم.

 

من بهار رو خيلي دوست دارم چون همه چيز نو و تازه ست و همه خوشحالند.

بهار رو خيلي دوست دارم به خاطر شكوفه ها گلاي بنفشه و ...

خيلي دوست دارم به خاطر عيد قشنگ نوروز

 

ما بر خلاف بقيه سال ها امسال عيد ميريم مسافرت ( آخه باباي عزيزم با مسافرت عيد به خاطر شلوغياش مخالفه) ولي امسال مامانم راضيش كرده كه بريم كيش ايشالا

 

راستي پام خيلي خوبه دو سه روزه ديگه مامان و بابام نمي رسونن مدرسه منو

 

ديگه اينكه يه ليست دعا نوشتم كه لحظه ي تحويل سال چيزي از قلم نيوفته البته مي دونم كه خدا از راز دل همه خبرداره

 

  1. ظهور امام زمان عزيزم
  2. سلامتي بابا و مامان و داداش و خودم و خلاصه همه ي كسايي كه دوستشون دارم
  3. شفاي مريض ها
  4. داشتن يه سال خوب و پربركت پر از اتفاق هاي قشنگ
  5. اگه قسمته كه ايشالا هست به ... جونم برسم
  6. موفقيت و سربلندي تيم محبوب و بزرگم سپاهان
  7. هادي عقيلي جونم فصل بعد هم سپاهان بمونه
  8. معدلم خيلي خيلي خيلي خوب بشه
  9. كسايي كه به من و تيمم حسودي مي كنن عاقل بشن و ديگه حسودي نكنن.
  10. بتونم يه جوري به هادي بگم چقدر دوستش دارم
  11. بيشتر تر تر ... رو ببينم
  12. به راه راست هدايت بشم يه كمي هم به فكر اون دنيام بيفتم
  13. ديگه تنبلي نكنم و تو سال جديد نماز قضا نداشته باشم
  14. ................................................(خيلي خصوصي)
  15. ................................................( خيلي خصوصي)

 

خدا جونم چيز زيادي نيست كه همش 15 تا دعاي كوچولو و تو هم كه اينقدر توانايي مستجابشون كن.

 

راستي عيد قشنگ نوروز رو به همتون تبريك مي گم و براي سال جديد بهترين ها رو براتون آرزو مي كنم.


 

( ادامه مطلب )


نوشته شده در 21/12/1388ساعت 03:07 توسط خانم خانما دوست گل(6) |

از خواب خرگوشي بلند شويم!

درد و دل يك هم وطن :

سپاهان به عنوان يكي از نماينده هاي ايران در آسيا واقعا تنها ترين تيم است...تيمي كه به خاطر اينكه خواست خودش باشد و هيچ وقت نخواست قبول كند و بپذيرد كه پايين تر از پرسپوليس و استقلال باشد و هيچ وقت نخواست قبول كند كه فوتبال در تهران محصور است ودر مقابل اين ايستاد كه بقيه شهرها هميشه بايد پايين تر از سرخابي هاي پايتخت باشند با انتقادات و عصبانيت بقيه روبه رو شد... اصفهاني ها نمي توانند بپذيرند از تهران پايين تر باشند و همان طور اگر دقت كنيم متوجه خواهيم شد كه مثلا طرفداران اصفهاني حاضر نيستند با رفتن بازيكن بومي اين شهر به تيمي مثل پرسپوليس يا استقلال كنار بيايند ولي در مقابل اينكه يك اصفهاني در كرمان بازي كند يا مشهد يا همدان به هيچ وجه عكس العملي نشان نمي دهند...(اين از ويژگي اصفهاني ها و حساسيتي كه به سرخابي هاي پايتخت دارند.)

اما سپاهان چرا تنهاست؟
برعكس آنهايي كه مي گويند سپاهان حمايت مسئولان و فدراسيون را دارد بايد به خطري كه فوتبال ما را تهديد مي كند توجه كنيم. زنگ خطر براي فوتبال ما نواخته شده: حمله همه جانبه و معنا دار همه به آنهايي كه مي خواهند پيشرفت كنند!
ريشه حمله از كجا و از چه زماني شروع شد؟
خريدهاي منطقي سپاهان در فصل جاري از همان ابتدا فرصت خوبي بود براي حاشيه سازاني كه نمي خواستند يا نمي توانستد به خود بقبولانند كه امير قلعه نوعي مي تواند با بازيكنان خوب و با تجربه اي مثل رحمتي و حسيني نويدكيا و عقيلي و ...يك تيم كم حاشيه و موفق داشته باشد...اصولا اين افراد از همان ابتدا شروع كردند به بهانه جويي : كه بازيكنان بزرگ(ستاره ها)قابل كنترل نيستند و حاشيه درست مي كنند آنها مغرور و بي انگيزه اند و بيشتر از هرچيزي به دستمزد حرفه اي و امكانات خوب اهميت مي دهند تا فوتبال و چيزي به عنوان تعصب و غيرت !! اما اگر به اتفاقات پشت سرگذاشته اين فصل نگاه كنيم و وضعيت بيرون از زمين فوتبال را از جلوي چشم بگذرانيم متوجه مي شويم و به يقين خواهيم رسيم كه هيچ تيم بزرگي به اندازه سپاهان بيرون از زمين چمن رفاقت و همدلي انگيزه و آرامش نداشته و اين خود يك معجزه است كه تو تيمي به عنوان كهكشاني ها داشته باشي ولي حتي يك مورد جنجال اختلاف و يا درگيري در آن ديده نشود! سپاهان برعكس نظر آنهايي كه متاسفانه!متاسفانه! دوست ندارند موفقيت و پيشرفت ديگران را ببينند با همه ستاره هايي كه بعضي از آنها هنوز حقوقشان را دريافت نكرده اند با.همه حاشيه هايي كه بعضي از مربيان مديران و مسئولان ديگر تيمها خواستند به آن دامن بزنند تسليم نشده است. با وجود استرس و فشارهايي كه همه سپاهاني ها(از بازيكنان و كادر فني گرفته تا هواداران) با آن دست و پنجه نرم مي كنند محكم و آرام و بدون از دست دادن روحيه تحمل پذيري خود به كار خودش ادامه مي دهد. و همه مي بينيم كه به آن اندازه كه حاشيه و درگيري در تيم هايي مثل استقلال ذوب آهن و حتي پرسپوليسي كه امسال هيچ ستاره به خصوصي ندارد وجود داشته و دارد در سپاهان پر ستاره به چشم نمي خورد .
سپاهان و مردم اصفهان:
سپاهان بازيكناني دارد كه قبل از شروع ليگ تا به حال از مردم و هوادارانشان جدا نشده اند.قلعه نوعي تابستان امسال هر روز يك نوبت از تمرين تيمش را در پارك برگزار مي كرد يعني در دل مردم. مردمي كه با وجود همه سختي هاي زندگي تنها دلخوشي اين روزهايشان شده است سپاهان. مردمي كه تيم شهرشان را دوست دارند و دوست داشتنشان به خاطراين نيست كه اصفهاني اند مردمي كه بيشترشان ترجيح مي دهند با عقل از تيمشان حمايت كنند نه با تعصباتي كه مخصوص عرب جاهلي است!!
اگر گشتي در بازارهاي اصفهان بزنيم و درباره سپاهان با مردم صحبت كنيم متوجه مي شويم كه چه قدر اصفهاني ها حساس دقيق و نكته سنج اند و چه قدر سختگير! آنها با وجود همه تعصبشان به سپاهان عقيده دارند وقتي بايد به ورزشگاه بروند كه تيم محبوبشان به آنها نياز دارد.اصفهاني ها هيچ وقت در لحظات حساس هم را تنها نمي گذارند و اگر گروهي اعتقاد دارند سپاهان كم تماشاگر است به خاطر اين نيست كه هواداري ندارد. هواداران سپاهان مي دانند كه بازيكنان تيمشان بدون آنها هم مي توانند عالي باشند و آنها نياز ندارند كه براي شكست حريف افرادي را به ورزشگاه بكشانند كه ضد تيم حريف هرچه مي خواهند بگويند!!!!
سپاهان تنهاست :
چون مديرعاملش ورزشي ترين مرد اصفهان است و شايد محبوب ترين مدير كشور! مديري كه بر عكس خيلي از آنهايي كه( فقط شعار مي دهند و براي فريب دادن هواداران تيمشان شالگردن تيمي را كه مديريت مي كنند براي هر مسابقه به دور گردن مي اندازند!) واقعا مثل يك هوادار واقعي قلبش براي تيم خودش مي تپد و آنقدر مردمي است كه همه اصفهاني ها را شگفت زده كرده . مديري كه برخلاف آنچه كه ديگران با تهمت و توهين مي خواهند به او نسبت دهند فقط يك چيز برايش مهم است و تنها يك دغدغه دارد آن هم ورزش است!.ساكت فقط مديرعامل تيم كهكشاني سپاهان نيست!يادمان باشد كه او مديرعامل تيمهاي هندبال كاراته شنا بدمينتن بسكتبال و... هم هست! او اينقدر غرور دارد كه نيازي به كمك هاي تاج و كفاشيان و عنايت نداشته باشد...
اميدوارم اين رسم بد از مملكت ما رخت ببندد و براي اينكه ورزشمان پيشرفت كند به جاي مسموم و آلوده كردن اذهان مردم مردان و زنان موفق (نخبه ها و سرمايه هاي كشور) را به انزوا نكشيم...آقايان! كاري نكنيم كه سپاهان ها و ساكت ها منزوي و تنها شوند...ما بايد دست هم را بگيريم نه اينكه به خاطر اينكه خود موفق نبوده ايم به بي ارزش جلوه دادن و شوراندن اذهان مردم ضد رقبايمان مشغول شويم...سپاهان را تنها نگذاريم كه از به حاشيه رفتن بزرگان خسران مي بينيم..


.

نوشته شده در 17/12/1388ساعت 02:18 توسط خانم خانما دوست گل(11) |

آآآآآآآآآخ من پام شكست

 

سه شنبه يكي از بدترين روزاي عمرم بود

 

ساعت ورزش مي خواستم از روي توپ بپرم كه افتادم زمين

 

اونوقت نفهميدم كه حالم خيلي بده

 

كلي راه پياده اومدم خونه

 

ولي عصر داشتم از پا درد ميمردم

 

نرفتم كلاس زبان و رفتيم بيمارستان

 

من تموم مدت رو گريه ميكردم

 

ولي اونجا خيلي ها حالشون از من بدتر بود پس خدا رو شكر كردم

 

چهار تا پسر هم اونجا بودند كه يكيشون مي خواست گچش رو باز كنه

 

اونا هم خيلي بهم خنديدند

 

آخرش هم آتل بستيم و ساعت يازده شب رسيديم خونه

 

هفته ي ديگه عقد دختر خالمه

 

آتل من هم بايد تا 14 روز بمونه

 

من چطوري برم عقد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

فردا هم كلاس زبان دارم

 

بايد با عصا برم

 

تازه جلوي اون همه پسر

 

خيلي دپرسم

 

تازه اگه بعد از 14 روز پام خوب نشه بايد عمل كنم

 

من حتي از آمپول هم مي ترسم عمل‌!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

امروز هم كه سپاهانم باخت

 

ولي بازم ميگم كه ما قهرمااااااااااانييييييييييم



نوشته شده در 28/11/1388ساعت 07:32 توسط خانم خانما دوست گل(63) |

سلام

 

واي نمي دوني چقدر خوش حالم

 

اينم يه برد ديگه تقديم به همه ي سپاهاني هاي گل

 

چه بازيي بود ديروز

 

اي ول دم همشون گرم

 

اولين گل رو ابراهيم توره زد

 

دومين گل رو بازم ابراهيم توره جون زد به چه قشنگي

 

سومين گل رو احمد آل نعمه ي عزيز زد

 

چهارمين گل و يكي از زيباترين گل هاي ليگ رو بازم خود توره جونم زد

 

پنجمين گل رو هم عماد محمد رضاي آقاي گلمون زد

 

هادي عقيلي جوووووووونم هم يه پنالتي خراب كرد فداي سرش

 

داور هم براي اونا يه پنالتي گرفت كه صد در صد پنالت نبود

 

نمي دونم از كي تا حالا ضربه سر زدن جريمه ي خطا ي پنالتي داره

 

حالا ما بايد بگيم مقاومت داروي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

ما باز هم پنج تايي كرديم

 

سپاهان دست نيافتني شد

 

اي ول سپاهان قهرمان


نوشته شده در 21/11/1388ساعت 04:02 توسط خانم خانما دوست گل(18) |

اين هفته سپاهان نازنينمون گل كاشت

 

امروز نشون داديم كه كي لياقت قهرماني داره؟ كي شايسته ي قهرمانيه؟

 

امروز سايپا را درهر كوبيديم

 

مي دونم حالا رسانه هاي تهراني مي خوان بگن سپاهان به سختي از سد سايپا گذشت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

بعيد هم نيست همه شون يا لنگي هستن يا طرفدار اون يكي تيم سوراخ تهران يعني استقلال

 

ما برديم چون لايق بردن بوديم چون بهترين تيم ايرانيم آخ چرا اين تهرانيا نمي فهمن؟

 

برديم تا دهن اونايي كه بهمون تهمت مي زنن و توهين مي كنن سرويس شه

 

ما برديم مثل هميشه بازم مي بريم و قهرمان ميشيم تا چششون دربياد.

 

اول ابراهيم توره اي كه خوب بازي كرد واسمون گل زد با يه هد خيلي قشنگ

 

دوم عماد آقاي گلمون گل كاشت چه گلي!

 

گل سوم هم بازم عماد محمد رضا جووووووونم زد دمش گرم

 

چهارمي رو هم احمد دل پيرو عزيزم زد

 

و اما پنجمين گل رو احسان حاج صفي گلمممممممممم زد كه توي اين بازي دفاع بازي ميكرد.

 

سايپايي ها هم خودشون رو كشتن يه دونه گل زدن

 

خودشون هم مي دونستن كه در برابر سپاهان هيچي نيستند

 

ما پنج تايي كرديم تا كورشود هر آنكه نتواند ديد

 

سپاهان چي كارش كرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟      سوراخ سوراخش كرده.


نوشته شده در 16/11/1388ساعت 08:30 توسط خانم خانما دوست گل(15) |

گفتي عاشقمي……… گفتم دوستت دارم.

گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم…….گفتم من فقط ناراحت ميشم
.

گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم……… گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم
.

گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم………. گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم
.

گفتي ....... گفتم
......

حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه
...

فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي و من راستش



نوشته شده در 11/11/1388ساعت 04:05 توسط خانم خانما دوست گل(17) |

روزی را که رفتی فراموش نخواهم کرد
                                        دلم ابری بود و چشمانم سخت بارانی
                                                  من با خود اندیشیدم؟
            اندیشیدم که ایا کسی جز تو می تواند همسفر لحظه لحظه هایم باشد؟
 افسوس که تو در فصل برگریزان برای همیشه رفتی تا من همواره بر گور خاطراتم  گریه کنم
                             خیال نکن که خیالم خالی از یاد توست ، نه هرگز !
   فقط به حرمت سنگینی غرورم است که سکوت می کنم و ان قدر بی صدا می مانم تا تو
                                 در فصل شکفتن برای همیشه بیایی و بمانی...

 

نوشته شده در 5/11/1388ساعت 04:41 توسط خانم خانما دوست گل(28) |

اگه يكی رو ديدی وقتی رد ميشی بر ميگرده نگات ميكنه

 بدون براش مهمی

 اگه يكی رو ديدی كه وقتی داری می افتی با عجله مياد سمت تو

بدون براش عزيزی

 اگه يكی رو ديدی كه داری می خندی بر ميگرده نگات می كنه

بدون واسش قشنگی

 اگه يكی رو ديدی كه وقتی داری گريه ميكنی بر ميگرده و می ياد باهات اشك می ريزه

 بدون دوستت داره

 اگه يكی رو ديدی که وقتی داری با يكی حرف می زنی تركت ميكنه

بدون عاشقته

اگه يكی رو ديدی که وقتی داری تركش ميكنی فقط سكوت ميكنه

 بدون ديونته

 اگه يکی رو دیدی که........

نوشته شده در 4/11/1388ساعت 12:24 توسط خانم خانما دوست گل(14) |

باید فراموشت کنم

چندیست تمرین می کنم

من می توانم ! می شود !

آرام تلقین می کنم

حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....

تا بعد، بهتر می شود ....

فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای

و بر نمی گردی همین !

خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم

کم کم ز یادم می روی

این روزگار و رسم اوست !

این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم


( ادامه مطلب )


نوشته شده در 26/10/1388ساعت 05:24 توسط خانم خانما دوست گل(66) |

امروز بازي كرديم خوبم بازي كرديم ولي در عين شايستگي مساوي شد.

البه با اين وضع هم سپاهان در صدر جدول باي مونده و هنوز شانس اول قهرمانيه.

بچه ها خيلي موقعيت داشتند ولي فقط جلال حسيني عزيزم تونست ارسال قشنگ احسان جونم رو گل كنه.

هفته ي پر گلي نبود و بيشتر بازي ها مساوي شد.

من كه مي گم اين اوضاع بد به خاطر تعطيلي نا به جاي ليگه.

ولي سپاهان جونم هميشه عاشقتيم.

نوشته شده در 20/10/1388ساعت 08:19 توسط خانم خانما دوست گل(30) |

دختري از پسري پرسيد : آيا من نيز چون ماه زيبايم ؟

پسر گفت : نه ، نيستي

دختر با نگاهي مضطرب پرسيد : آيا حاضري تکه اي از قلبت را تا ابد به من بدهي ؟

پسر خنديد و گفت : نه ، نميدهم


دختر با گريه پرسيد : آيا در هنگام جدايي گريه خواهي کرد ؟

پسر دوباره گفت : نه ، نميکنم

دختر با دلي شکسته از جا بلند شد در حالي که قطره هاي الماس اشک چشمانش را نوازش

ميکرد ، پسر اما دست دختر را گرفت ، در چشمانش خيره شد و گفت :

تو به انداره ي ماه زيبا نيستي بلکه بسيار زيباتر از آن هستي

من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه اي کوچک از آن را

و اگر از من جدا شوي من گريه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد

 

نوشته شده در 14/10/1388ساعت 06:10 توسط خانم خانما دوست گل(40) |

مهربانم اي خوب!

ياد قلبت باشد يك نفر هست كه اين جا

بين آدم هايي كه همه سرد و غريبند با تو

تك و تنها به تو مي انديشد

و كمي

دلش از دوري تو دلگير است...

مهربانم اي خوب!

ياد قلبت باشد يك نفر هست كه چشمش

به رهت دوخته بر در مانده

و شب و روز دعايش اين است

زير اين سقف بلند هر كجايي هستي به سلامت باشي

و دلت همواره محو شادي و تبسم باشد...

مهربانم اي خوب! ياد قلبت باشد

يك نفر هست كه دنيايش را

همه ي هستي و رويايش را به شكوفايي احساس تو

پيوند زده

و دلش مي خواهد لحظه ها را با تو به خدا بسپارد...

مهربانم اي خوب!

يك نفر هست كه با تو

تك و تنها با تو

پر از انديشه و شعر است و سرور!

پر از احساس و خيال است و شعور!

مهربانم اين بار ياد قلبت باشد

يك نفر هست كه با تو

به خداوند جهان نزديك است

و به يادت هر صبح گونه ي سبز اقاقي ها را

از ته قلب و دلش مي بوسد

و دعا مي كند اين بار كه تو

با دلي سبز و پر از آرامش

راهي خانه ي خورشيد شوي

و پر از عاطفه و عشق و اميد

به شب معجزه و آبي فردا برسي...

نوشته شده در 12/10/1388ساعت 06:38 توسط خانم خانما دوست گل(11) |

بــی احــتـســاب اینهــمـه فاصــلـه و شب های بـیـــــداری

تـمام می شود عـمرم،بی آنکـه لــحظه ای مـال من باشـــی

دنــیـا را به زانــوی گام های آمـــدنـت مـی کـشـانم اگــــر،

بــه کـوچــکـتـریـن مــعنای بـودن هــــم پـای مـن بـاشــــی

چـــه مــی شـــود مــگر،آســـمــان زمـیــن شـو د گـاهــــی

مـن زمـین باشـم،تو قد قطره ای باران آســمـان من باشــی

مـی شـوم هـــزار حـکـایـــت بـــی غـصه بـا خـنـده ی تـــو

مـی خـندم بـه هــزار اگر ،دلیل تبـسمی بر لبان مـن باشــی

ســلام مــــی کـنـــم به هـر واژه کــه از دهـان تـو مـی آیـد

اگــر بــه کـوتاهـی سـلام یـک آشـنا هـمــکـلام مـن باشـــی

می تـوان شُسـت دریـایی به پاکی یک قـطره اشـک دلتنگی

می شویـم هزار دریا اگر با قـطره اشکی دلتنگ مــن باشـی

هـــمــه حــســاب لـحـظه هــای مـن بـودن و نـبـودن اســــت

نیست میشوم اگر،به باوربودن یک سایه درکنار مـن باشی

نوشته شده در 26/9/1388ساعت 01:38 توسط خانم خانما دوست گل(45) |

یه سلام

به بزرگی لطف خدا

به عظمت تلاش تیم سپاهان

به شیرینی حس سپاهانی ها

به رو شنی قهرمانی سپاهان

به استواری سپاهان صدرنشین

به سرافرازی دیار نصف جهان

به پاکی برف امروز فولاد شهر

به درخشندگی چشم اصفهانی ها

به زلالی زاینده رود همیشه جاری

به قشنگی لبخند عقیلی و بقیه ی بچه ها بعد از پایان بازی

چه روز با برکت و توپی بود عید قربان امسال. حدود ساعت 2 ظهر بود که بازی شروع شد و هوادارای سپاهانی مثل همیشه سکو ها رو پر کرده بودند البته برای دیدن جمعیت هوادارای سپاهان باید تا افتتاح ورزشگاه نقش جهان صبر کنید. دانه های سفید و ریز برف سرتاسر چمن ها پوشانده بود و دقیقه ی 26 بود که ابراهیم توره ی عزیز بازیکن سنگالی یه گل ناناز وارد دروازه ی تیم  سابق خودش کرد و سپاهان با اقتدار تمام توپ و میدان رو در اختیار داشت که دقیقه ی 69 سپهر حیدری اصفهانی بیگانه پرست گل آفساید رو وارد دروازه ی ما کرد( اون وقت طرفدارای لنگی میگن داور به نفع سپاهان سوت می زد.) بعد لنگیا خودشون رو کشتن یه بار اومدن طرف دروازه ی ما پنالتی گرفتن که با درخشش دروازبان شماره 1 تیم ملی سید مهدی رحمتی جونم  ضربه ی عادل کلاه کج رو مهار کرد و در دقیقه ی 89 نامزد عنوان بهترین بازیکن آسیا هادی عقیلی کاناوارو ضربه ی پنالتی را به زیبایی تمام وارد دروازه ی پیروزی تهران  کرد ولی این پایان بازی نبود و دوباره درخشش رحمتی ناداوری ها رو جبران کرد و پنالتی دوم هادی نوروزی رو گرفت و این سوت داور بود که بازی رو به اتمام رساند و سپاهان با34 و ذوب آهن با 33 بالای جدول رو در اختیار گرفتند.

نوشته شده در 9/9/1388ساعت 08:02 توسط خانم خانما دوست گل(17) |

به من گفت : من مثل قانون سوم نیوتن هستم،هر طوری که با من باشی ، من هم به همون نسبت با تو هستم. 


برای همین خیلی سعی کردم بهش محبت کنم تا به هم نزدیک تر بشیم 


اما هر قدر که من به او نزدیکتر شدم، او از من دورتر شد، تا زمانی که به سوی او دویدم و او از من گریخت و چون بی تاب دیدنش بودم، دیگر او را ندیدم.

F = -F
قانون سوم نیوتن: براي هر كنشي همواره يك واكنش برابر ناهمسو وجود دارد یا به عبارت ساده تر هر عملی را عکس العملی است، مساوی با آن و در خلاف جهت آن

اون راست می گفت ، من هواسم به منفی معادله نبود.
  
نوشته شده در 6/9/1388ساعت 03:46 توسط خانم خانما دوست گل(8) |

نامه ي هفتم...

 سلام.

اما تنها به قسمت نيمه ابري ناخود آگاه بي قراريت. اگر هنوز...

امان از نقطه چين هايي كه غوغا مي كنند.

قرار نبود آن وقت هاي تو به اين زوديها جايشان را عوض كنند. راستي خوبي؟ قرار بود همه تا آخر توي آسمان خودشان با ستاره خودشان بازي كنند.

قرار نبود اگر كسي خيالش از وفاداري ديگري راحت شد، گنجشك هاي بي پناه حس او را را با تير و كمان عادت نشانه بگيرد.

قرار نبود عشق هم مثل گيلاس و بوسه و عيدي، اولش قشنگ باشد.

قرار نبود كسي سختش باشد بگويد دوستت دارم.

قرار نبود كسي به هواي شكستن دل ديگري بماند. قرار بود هر كس به هواي شكستن دل خودش بماند،( به كدام هوا مانده اي تا به حال؟ )

قرار نبود بين عشق وقفه بيفتد.

قرار نبود عاشقي يك قرن در ميان، پشت تبرك چند خاطره مخمل گذشته تكرار شود.

قرار نبود كسي دير كند، تاخير كند.

قرار نبود ديوانه اي براي شكستن ديوانگي طلب زنجير كند.

قرار نبود عشق كسي را از ديگري سير كند.

قرار نبود ماشين زمان طفل بي گناه دامان دو عاشق معصوم را زير كند.

قرار نبود كسي جز خودمان روي دلهايمان تاثير كند.

قرار نبود انتخاب هايمان مابين فردا و ترديد زمين گير كند.

قرار نبود هر كس براي ستاره ي خودش لباس گرم بخرد.

قرار نبود هر كس سرش گرم شد دلش را هم سرگرم كند، غافل از آنكه ديگري با سردي او و گرمي او با گرماي ديگري از هر چي گرمي است دلسرد شود.

قرار نبود هر چه قرار نيست باشد.

قرار نبود قراري باشد كه قرار نيست.

قرار بود با هم بر سر هر چه قرار است قرار بگذاريم.

قرار تنها بر بي قراري بود براي برقراري، چرا كه با، با هم نبودن بر سر قرار و به دست آوردن قرار پرواز بي قراري برابر با به هم ريختن همه ي قرار هاست و قرار بي قراري اگر به هم ريخت ديگر هيچ ساعتي براي تداعي هيچ قراري از جايش تكان نخواهد خورد.

 برگرفته از کتاب: نامه هایی که پاره کردم- مریم حیدرزاده

نوشته شده در 5/9/1388ساعت 12:44 توسط خانم خانما دوست گل(7) |

به نام خدای بزرگ و مهربونم

چند هفته ای که ما اصفهانی پیر و جوون و زن و مرد حسابی خوش حالیم

زنده رود اصفهان پر آب شد و اصفهان به وجد اومد این روزا میتونی شادی و لبخند رو توی صورت هر اصفهانی ببینی و همه می دونن که مردم نصف جهان چقدر به رودخانه وابسته اند حتی از نظر عاطفی

به مبارکی این اتفاق خوب اتفاق های خوب دیگری هم پیش اومد و سپاهان اصفهان با31 امتیاز در صدر باقی ماند و به تعطیلات نیم فصل رفت از طرف دیگر ذوب آهن دیگر تیم اصفهانی با30 امتیاز در رده ی دوم جدول جای گرفت و بوی سوختگی دماغ طرفدارای پرسپرلیس و استقلال به اصفهان رسید. و همه شاهد هستند که صدر در تسخیر اصفهان است و قطب اول فوتبال ایران بدون حق خوری اصفهان دیار نصف جهان است البته ایرانی های عزیز افتخارشون باشه که اصفهان سرورشونه .

جا داره از تمامی بازیکن های سپاهان ،کادر فنی،مدیریتی ،مسئولان و مردم عزیز اصفهان تشکر و قدردانی کنم.

نوشته شده در 5/9/1388ساعت 12:36 توسط خانم خانما دوست گل(0) |

می دونی ؟ یه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشن تو باشی منم باشم کف اتاق سنگ باشه.. سنگ سفید..تو منو بغل کردی که نترسم که سردم نشه نلرزم می دونی ؟ تو منو بغل کردی طوری که تکیه دادی به دیوار پاهاتم دراز کردی...منم اومدم نشستم جلوت بهت تکیه دادم دو تا دستاتو دور من حلقه کردی بهت میگم چشماتو می بندی؟...می گی : آره چشماتو می بندی بهت می گم : قصه می گی تو گوشم ؟ می گی : آره و شروع می کنی به قصه گفتن تو گوشم آروم آروم.......قصه می گی یک عالمه قصه بلندو طولانی که هیچ وقت تموم نمی شه می دونی ؟ می خوام رگ بزنم رگ خودمو مچ دست چپمو...یه حرکت سریع.. یه ضربه عمیق بلدی که ؟ نه وای !!! تو که نمی بینی و نمی دونی که می خوام رگمو بزنم تو چشماتو بستی نمی بینی ..... من تیغ و از جیبم در میارم.... نمی بینی که سریع می برم نمی بینی که خون فواره می کنه... روی سنگای سفید نمی بینی که دستم می سوزه و لبم و گاز می گیرم که نگم آآخ که تو چشماتو باز نکنی و منو نبینی تو داری قصه می گی ... من شلوارک پامه دستمو می زارم رو زانوم من دارم دستمو نگاه میکنم دست چپمو.....خون ازش میاد خون از روی زانوهام می ریزه کف سنگها مسیرش قشنگه.....حیف که چشمات بسته است نمی بینی ..... تو بغلم کردی می بینی که سردم شده محکمتر بغلم می کنی که گرم بشم می بینی که نا منظم نفس می کشم تو دلت می گی آخی............ نفسش گرفت.. می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی سردتر می شم ...می بینی که دیگه نفس نمی کشم چشماتو باز می کنی و می بینی من مردم .. می دونی ؟ می ترسیدم خودمو بکشم از سرد شدن... از تنهایی مردن... از خون دیدن ولی وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم مردن خوب بود آرومه آروم ...در کناره تو ... و در آغوشه تو ... گریه نکن دیگه من که دیگه نیستم چشماتو بوس کنم بگم خوشگل شدیااااا بعد تو همون جوری وسط گریه هات بخندی گریه نکن دیگه خب دلم می شکنه ... دلم نا زکه... نشکونش خب ؟ من مردم ولی تو باورت نمی شه تکونم می دی که بیدار شم فکر می کنی مثل همیشه قصه گفتی و من خوابیدم می بینی نفس نمی کشم ....ولی بازم باور نمی کنی اونقدر محکم بغلم می کنی که گرمم شه... اما فایده نداره من مر دم ... ولی برای تو زنده ام پس هر شب به این باغ بیا .... ولی گریه نکن می خوام یه چیزی بهت بگم می دونی ؟؟؟؟ خیلی دوست دارم...
نوشته شده در 24/7/1388ساعت 12:33 توسط خانم خانما دوست گل(17) |

  

يک تبسم زيرکانه يک عروسک بچه گانه ويک بازيه کودکانه کافي بود براي عاشق شدنم

و تو اين کار را کردي چقدر ساده عاشقت شدم...

مثل قصه کودکانه توشدي براي من شاهزاده اي سوار بر اسب سفيد چه قدر ساده

عاشقم کردي و از آن ساده تر رهايم کردي ...

گفتم بمان پري قصه ها که من بي تو ميميرم

 خنديدي و گفتي بازي بود

گفتم بازي زيبايي بود بيا بازي کنيم

گفتي من کودک نيستم بزرگ شده ام بازي نمي کنم

گفتم مگر بزرگترهابازي نمي کنند؟

گفتي بازي نه زندگي مي کنند

گفتم پس بيا زندگي کنيم مثل بازي

گفتي زندگي بازي نيست

گفتم پس با عشق تو چه کنم؟

گفتي رهايش کن بازي بود زندگي کن 

نوشته شده در 30/6/1388ساعت 03:44 توسط خانم خانما دوست گل(8) |

خداوند اون کسی که ازش می خوای کنارت باشه بهت نمی ده ،بلکه اون کسانی رو که بهشون نیاز داری کنارت قرار می ده.

اون کسانی رو که:

1.     بهشون نیاز داری تا کمکت کنن.

(تا کمک کردن رو به دیگران یاد بگیری)....مثل مامان و بابا ها

2.     سبب رنجش تو بشن.

(چون تا سنگ، درد سمباده خوردن رو تحمل نکنه یه مجسمه ی زیبا نمی شه).... مثل نامردا

3. تو رو ترک کنن.

(تا یاد بگیری روی پای خودت بیاستی)....مثل بی وفا ها

4.عاشقانه دوستت داشته باشند.

(تا بدونی تو هم باید عشق بورزی)....مثل عاشق ها

تا از تو انسانی ساخته شود که خداوند می خواد تو اون طوری باشی.

خدای عزیزم

 اون کسی که همین العان مشغول خوندن این متنه:

زیباست( چون دلی زیبا داره)

درجه یکه( چون تو دوستش داری و بهش نظر کردی)

قدرتمند و قوی و استوار است( چون تو پشت و پناهش هستش)

(یه دنیا بوسه ی صورتی تقدیم به تو که زیبا درجه یک و استوار هستی)  

نوشته شده در 1/6/1388ساعت 11:00 توسط خانم خانما دوست گل(30) |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت